پيام تبريك شوراي هنرمندان بمناسبت س
بنام خدای ایران آفرین
پيام تبريك شوراي انقلابي هنرمندان و هنركاران مستقل ايران
بمناسبت سال 1386 - سال كوروش كبير
همقطاران مبارز!
كارگران و كشاورزان، زحمتكشان انقلابي!
هموطنان گرامي!
سالنو خورشيدي خيامي در حالي از راه ميرسد كه يكي از تاريكترين سالهاي عمر اين ملت چونان لكه ننگي بردامن تاريخ ايران در پشت سر باقي خواهد ماند. 1385 سالي انباشته از خودسريها و قانونشكنيها و اجحاف و زورگويي بود، سالي كه در آن ملت بيپناه ايران همچنان قرباني بازيهاي پيچيده قدرتهاي بزرگ با دولتمردان نالايق كشور ما بود.
سال 1385 در شرايطي گذشت كه دكتر ناصر زرافشان وكيل شجاع و وطنپرست كه بجرم نابخشودني دفاع از حقوق مسلم خانوادههاي قربانيان قتلهاي دولتي پاييز 1377 و حق ملت ايران براي آگاهي از تمامي حقايق پنهانمانده اين قتلها در حبس و زنجير بود تا آخرين ثانيههاي حكم ظالمانه قوه قصابيهي جمهوري اسلامي را با فتوت و پايمردي و با پشتسرنهادن فشارها و شكنجههاي جسماني و رواني تحمل كرد. باشد كه رهايي دكتر زرافشان در آخرين روزهاي اسفندماه 1385 نويدبخش فرارسيدن بهار رهايي جوانمردي و شجاعت از بند خفتپذيري و سكوت و ظلمت باشد.
اما 1385 هميشه هم با رهايي زندانيان وجدان و عقيده همراه نبود، اين سالي بود كه اكبر محمدي زنداني ماجراي كوي دانشگاه در 1378 بدليل سهلانگاري تعمدي مسوولين زندان اوين كشته شد و جسد او پنهاني در محلي دور از دسترس خانواده و دوستانش دفن شد تا برگزاري هرگونه مراسمي براي سوگواري بر جوانمرگي او ممنوع و يا عملا موقوف شود.
سالي كه گذشت، سال سقوط هرچه بيشتر اخلاقيات در ميان حكام جمهوري اسلامي و رواج قانونشكني و بزهكاري بود. سالي كه شهرام جزايريعرب متهم نورچشمي مسوولين بلندپايه و فرزند دلبند اقتصاد و عدالت (بروايت جمهوري اسلامي) در آخرين هفتههاي پاياني آن از ويلاي اختصاصياش در زندان اوين مودبانه و باشكوه!! بخارج از زندان نقل مكان كرد تا هزينههاي سنگين بازداشت بيثمر او بر شانههاي نحيف دستگاه قضايي جمهوري اسلامي بيش از اين سنگيني نكند.
سال 1385 همچنان سال بازداشتها و شكنجهها بود. سال تنهايي ملت قهرمان ايران و خصوصا طبقه زحمتكشان در نبرد با فساد و ستم دستگاههاي امنيتي، انتظامي و قضايي كشور نيز بود. سال ادامه بازداشتهاي غيرقانوني، ضربوشتم متهمان و بازداشتشدگان و لجامگيسختگي قضات و ماموران و مسوولان فاسد دستگاه قضايي بود. سالي كه در آن شاهد استمرار حبس و بند و شكنجه هزاران ايراني بوديم آنهم تنها بدليل نداشتن امكانات مالي و رانت و نفوذ سياسي. سال 1385 دهها هزار ايراني به دلايل واهي و يا ارتكاب به جرايم كوچك به زندان افتادند و به بدترين و سنگينترين مجازاتها محكوم شدند در حاليكه فرزندان و اعضاي خانوادههاي عضو باشگاه هزار فاميل آزادانه به چپاول اموال عمومي و پولشويي در خارج از كشور مشغول بودند.
در سالي كه گذشت همچنان كارگران و كشاورزان و همه زحمتكشان ايراني در كنار هنرمندان و فرهيختگان هموطن خود زير فشار فرساينده و خردكننده اقتصادي و ناامني اجتماعي و قضايي با افسردگي و ياس دست بگريبان بودند. هرگونه اعتراضي برعليه تباهي و ستم طبقاتي با سركوب پاسخ داده شد و در مقابل براي جلب توجه و همكاري اقشار فرومايه و اراذل و اوباش، دولت جمهوري اسلامي از پرداخت هيچ باج و خراجي فروگذار نبود.
1385 سال شكست دونكيشوت انقلاب اسلامي در آغاز هزاره سوم بود. عاميمردي احساساتيكه در اوج بحران پرونده فعاليتهاي مشكوك هستهاي جمهوري اسلامي، همه قدرتهاي بزرگ را بمبارزه ميطلبيد اما در نبرد با بهاي گوجهفرنگي و سيبزميني در پايتخت امالقراء جهان اسلام مغلوب مشتي دلال و واسطه و سلفخر محصولات كشاورزي شد. دولتمردي كه خيليها هنوز گمان دارند قادر است خاطرهي اسطورهاي شخصيتهاي شجاع و وطنپرستي مانند مرحوم دكتر محمد مصدق و شهيد رجايي را دوباره زنده كند، اما در كمتر از يكسال دولت او در برابر تب و لرز ناشي از عفونتهاي يك اقتصاد بيمار در بستر احتضار افتاده است و بوي الرحمن از گريبان چاك خوردهي آن بمشام ميرسد.
سال 1385 سال زشت ادامه توهين و تحقير ملت ايران بود. ميليونها ساعت برنامه راديويي و تلويزيوني و هزاران مقاله و صدها كتاب و چندين فيلم پرخرج در مخالفت با اقدامات درست و غلط جمهوري اسلامي ساخته شد و ميلياردها نفر از ساكنان اين سيارهي بيمار بر عليه تمدن و فرهنگ ايراني مسموم شدند.
1385 سال مصاحبههاي عوامفريبانهي رجال و رجالهها با رسانههاي دستآموز خودي و اربابان مطبوعات بينالمللي براي فرار از مسير سيلاب مهيب تشكيك و ترديد مردمي بود كه امروز بعد از نيمقرن كه از كودتاي ننگين امپرياليستها براي سرنگوني دولت ملي محمد مصدق ميگذرد بازهم خود را همچنان مالباخته، خانه برباد رفته، دلشكسته و نااميد در برابر خطر تهاجم قدرتهاي جهاني تنها و بيياور ميبيند.
اما سال 1385 تنها سال اين همه خفت و زشتي نبود. امسال شاهد عقبنشيني دولت جمهوري اسلامي در برابر ياد و خاطره شهيدان و ايثارگران وطن در سالهاي پيش از برپايي جمهوري اسلامي بوديم. ديديم كه راديو تلويزيون دولتي ايران در برابر عظمت انقلاب جهاني ملت ايران براي كنترل منابع طبيعي و انرژي زانو زد و از ياد و خاطره سترگ دكتر مصدق و شهداي جاويد تاريخ معاصر ايران همچون دكتر سيدحسين فاطمي، شريعت رضوي و دكتر علي شريعتي بمثابه ستونهاي غيرت و حميت ملت ايران ياد كرد. سال 1385 سالي بود كه بعد از سي و چند سال بار ديگر با ياد و خاطره و آرمانهاي شهداي مقاومت ملي ايران برعليه استيلاي قدرتهاي جهاني تجديد پيمان كرديم.
سالي كه ملت ايران بار ديگر خروش هميشه توفنده شهيد خسرو گلسرخي را شنيد كه از سيماي عواميگري و خدعه و تزوير جمهوري اسلامي رو به آسمان سرد زمستان امسال دوباره فواره زد كه: " من در اين دادگاه براي جانم چانه نميزنم! " امسال در خيابانهاي اين همه شهر بيدروازه و غارتزده ايران ما، خيل زنان و مردان به جان آمده از فقر و فساد و فحشاء به هزار زبان فرياد زدند: مرگ بر استبداد! مرگ بر تباهي عشق در چپاول ايمانفروشان! مرگ بر بندگي و اسارت! نابود باد زندان روان پريشان گريخته از حجرههاي نمور!
اما 1386 بايد سال ديگري باشد و بايد كه فرداي بهتري باشد تا فرزندان ما از اينهمه خطا و تبهكاري ما درگذرند، والا مرگ خودخواسته از استمرار اين زندگي بهتر است. به پيشنهاد تعدادي از فرهيختگان وطنپرست 1386 سال كوروشكبير نام گرفته است. بياييد با ابرمردي ميثاق به بنديم كه انساني خداگونه از جنس ما و هموطن ما بود. انساني كه همچنان از فراز افق فرداي تمدن بشريت راه را به همگان نشان ميدهد. بياييد پيمان بنديم كه در اين سال چنين كنيم:
•1- حداقل يكبار چند اثر از گنجينه جاودانه ادبيات فارسي مانند شاهنامه را بخوانيم.
•2- نام فرزندان و موسسات و محصولاتمان را از شاهنامه فردوسي و ساير كتب تاريخي و اسطوره اي ايران انتخاب كنيم.
•3- بهنگام زيارت قبور شهداي ملت ايران، شاخه گلي آراسته به يك قطعه روبان سياه نثار كنيم تا پيامي باشد براي پيمان ابدي ما با آزادگي و تجديد عهد ما باشد با سوگ از ياد نارفتني دفن شدگان اين خاك كه زندهترين عاشقان ساكن آسمان هستند.
•4- فرهنگ و هنر و ادبيات اصيل ايراني را دوباره در زندگي روزمرهامان زنده كنيم. از مجموعه امثال و حكم و ضرب المثلها و استعارهها و تشبيههاي مشهور ايراني براي بيان مقاصد و مفاهيم گفتگوهايمان استفاده كنيم.
•5- فارسي را روان و محكم و سرشار از تكلمهها و نكتههاي طناز برزبان برانيم. بياييد از ادبيات هجو و هزل براي تحقير تكبر و تفرعن رجالهها و سياهي لشكرهاي بزدل حاكم بركشورمان سود بريم و به تيغ ستمگري و ناجوانمردي آنها يك دشت بيكران از لالههاي شاداب هديه كنيم.
•6- به تاريخ اديان ايران بازگرديم. تاريخ تازهاي براي وطنمان بسازيم. مردي و شجاعت را سپر تباهي و ناجوانمردي كنيم تا چهرههاي زشت و پليد ستمگران و غارتگران به يك نگاه قابل تشخيص باشد. بياييد دامن وطن را از دروغ و تهمت و حقارت پاك كنيم، بياييد با لبخند بر چهرهي درد، استواري ايمان جاودانهامان به خورشيد را فرياد كنيم
.7- بياييد همه زشتيهايي را كه بر دامن مادر وطن ما انباشته شده بزداييم. بياييد وطن را دوباره بسازيم! دوباره و هزارباره بسازيم بيهيچ خستگي و افسردگي!
شوراي انقلابي هنرمندان و هنركاران مستقل ايران ضمن تبريك و شادباش بمناسبت سالگرد پيروزي تاريخي، انقلاب جهاني كنترل منابع طبيعي و انرژي و سالروز قيام ملت ايران براي ملي كردن صنعت نفت، فرارسيدن سال نو را به همه هنرمندان و زحمتكشان هموطن تبريك ميگويد و ياد و خاطره شهداي ملت ايران و زندانيان و اسراي آزاده را ارج مي نهد و براي همهي ايرانيان و فارسي زبانان سال خوشي را آرزو ميكند.
نوروزتان پيروز و همه روزتان نوروز باد
دانش معتمدي
دبير شوراي انقلابي هنرمندان و هنركاران مستقل ايران
25 اسفند 1385

Help



