Explore
Gaia Soulmates
 Advertising keeps Gaia free! Interested in sponsoring us?

نامه سرگشاده به حجت الاسلام حسینیان

Posted on Jan 2nd, 2007 by Danesh : Inter-Religion Co-Existance is Must Danesh

بنام خدای ایران آفرین

 

نامه سرگشاده به حجت الاسلام حسینیان درباره پرونده قتلهای 1377

کلام آخر

 

جناب حجت الاسلام روح الله حسینیان!

رییس محترم مرکز اسناد انقلاب اسلامی!

 

         با تشکر از وقتی که صرف مطالعه این نامه فرموده اید بعنوان کلام آخرمهمترین اشکالاتی که بر روند تشکیل و رسیدگی به پرونده قتلهای زنجیره ای پاییز سال 1377 وارد است را باستحضارمی رسانم.

 

در روند تشکیل پرونده این نکات اساسی و مهم علی رغم جوسازیها و تبلیغاتی که صورت گرفته مشهود است:

1)- برای شناسایی عاملان قتلها و دستگیری قاتلین هرگز و به هیچ عنوان تحقیقاتی صورت نگرفت چه برسد به اینکه اشخاص و یا گروههایی شناسایی شوند.

2)- مجریان قتلها تحت فرمان معاونت امنیت وزارت اطلاعات و در زمان صدارت آقای قربانعلی دری نجف آبادی مشغول بکار بودند و از شخص سیدمصطفی کاظمی ارسنجانی معروف به سیدمصطفی موسوی و یا موسوی شیرازی دستورات لازم را بطور رسمی دریافت کرده اند.


3)- تمامی این قتلها و تعداد بیشتری که در سالهای قبل انجام شده همگی براساس یک روش معین و استاندارد بوقوع پیوسته است.


4)- همه ی قاتلین فاقد انگیزه شخصی و بری از مشوقهای مالی و یا تهدیدات جانی بوده و براساس وظیفه تشکیلاتی خود اقدام به کشتن مقتولین می کرده اند.


5)- هرگز سند مستند و مدرک و دلیلی دال براعمال نفوذ و یا مداخله عوامل بیگانه و یا عاملیت سرویسهای امنیتی خارجی در این پرونده مشاهده نشد. در حالیکه ماههای متمادی گروهی از بهترین ماموران و مدیران خدمتگذار نظام و شیفتگان ولایت و حکومت جمهوری اسلامی ایران زیر فشار شکنجه های قرون وسطایی قرار داشتند تا به حجم عظیمی از دروغها و تهمتهایی اعتراف کنند که برای تسویه حساب با رقبای سیاسی یک جریان خاص تنظیم شده بود.


6)- کلیه اقدامات بازجویان و قضات و شکنجه گران مستقیما و بلاواسطه توسط مسوولین پرونده به اطلاع سیدمحمد خاتمی رییس جمهوری وقت و سیدعلی اصغر حجازی جانشین رییس دفتر رهبری و مشاور عالی رهبری می رسیده است.


7)- تمامی فشارهای اعمال شده بر متهمان و ماموران دستگیر شده با صدور فرمانهای قانونی برای انجام تعزیر بشکل زدن دستبند قپانی وارد کردن ضربات شلاق برکف پا و پشت ران و روی کفل از سوی حجت الاسلام محمد نیازی و عباسعلی فراتیان صورت گرفته و نمایندگان روسای قوه قضاییه و مجریه مستقیما از روند و کیفیت بازجویی ها و نحوء رسیدگی مطلع بوده اند. مکررا و بی محابا آیین دادرسی در مورد متهمین نقش شده است.  بازجویان مطلقا از بابت پیگرد بدلیل نقض حقوق انسانی و قوانین و مقرارت دغدغه ای نداشته اند و این اثبات می کند که برای خشونت و ددمنشی علیه متهمان و مظنونان پرونده مجوز تام و تمام داشته اند.


8)- کسانی مانند مهرداد عالیخانی که مجری فرمان قتل داریوش و پروانه فروهر و محمدمختاری و محمدپوینده بودند از زبده ترین نیروهای کیفی وزارت اطلاعات هستند و در تعداد زیادی از عملیاتهای مشابه در داخل و خارج از کشور دخالت و نقش داشته اند. هیچ سند و مدرکی دال بر وجود مفاسد اخلاقی و یا مالی و سیاسی و یا وابستگی به بیگانگان علیه مجریان قتلها بدست نیامد و براساس محتویات پرونده پرسنلی آنها این افراد جزو بهترین و سالمترین نیروهای عملیاتی و امنیتی وزارت اطلاعات بوده اند بنحوی که بعضی از آنها سطح زندگیشان در حد اضعف جامعه بوده است. بنابراین وجود مشوقهای نامحسوس و یا رقباتهای اداری منتفی است.


9)-  افراد گفته شده سالهاست که بدلیل بی کفایتی و بی لیاقتی بعضی از معاونین وزارت اطلاعات در جریان چند عملیات ترور در خارج کشور شناسایی شده و تحت تعقیب پلیس بین الملل و مجامع قضایی چندین کشور اروپایی هستند و به همین دلیل امکان فرار و اختفای درازمدت آنها مطلقا وجود نداشته است. در یک مورد نیز که یکی از نیروهای غیررسمی و رده پایین وزارت اطلاعات به ترکیه فرار کرده بود دستگیر و به جمهوری اسلامی ایران مسترد شده است، پس چرا آنها باید با تحریک بیگانگان و یا بخاطر پول وضعیت خود را دشوارتر از پیش کنند؟


10)- چرا با وجود دستور مرحوم امام (ره) دایر بر بسته و بایگانی شدن پرونده مجعولی که پس از ترور ناجوانمردانه شهید رجایی و شهید باهنر علیه تعدادی از مسوولین امنیتی کشور درست شد و باعث شد آنها دستگیر و شکنجه شوند، شما هنوز هم اصرار دارید کسانی مانند دکتر سعید حجاریان را مسبب همه ی این وقایع زشت و ننگین قلمداد نمایید.  شما خوب می دانید با آنها چه کردند و حتی در مورد فردی از میان دستگیرشدگان او را چندین سال در انفرادی نگهداشتند و بعد هم بی هیچ اتهام اثبات شده ای از زندان آزادش کردند. این فرد تا آن زمان رکورد حبس انفرادی را در طول تاسیس زندان اوین شکست بود!! اینهم یک مورد پرافتخار برای دستگاههای امنیتی و قضایی کشور اسلامی ما. 


11)- جناب حسینیان شما حتی حجاریان را بخوبی نمی شناسید چطور درباره او چنین قضاوتی دارید؟  شما یکی از علل تشکیک و تردید خود علیه حجاریان را این موضوع اعلام کرده اید که همسر او به هشت سال و برادر زنش به ده سال زندان بدلیل عضویت در سازمان منافقین (مجاهدین خلق سابق) محکوم شده بودند.  آیا شما واقعا نمی دانید که سرکار خانم دکتر وجیهه مرصوصی (فوق تخصص جراحی جنین) همسر دکتر سعید حجاریان یکی از افراطی ترین نیروهای دست راستی کشور بود تا آنجا که حتی یکبار نامه ای به مقام معظم رهبری نوشت و از ایشان برای ادامه زندگی زناشویی با شوهرش و یا طلاق از وی کسب تکلیف نمود؟  البته موضع مخالفت خانم دکتر مرصوصی تا آن زمانی بود که برادر ارجمند ما جناب آقای سعید عسگر!!  شوهرخانم دکتر مرصوصی را ترور نفرموده بودند!؟  جناب حسینیان شما که مسوول تدوین تاریخ انقلاب اسلامی هستید واقعا از این موضوع که پس از انشعاب در سازمان مجاهدین خلق (سابق) و ریزش شدید نیروهای آن،  تنها چهار زن مبارز و انقلابی مسلمان و معتقد باقی ماندند و بقیه یا به دارو دسته مسعود رجوی پیوستند یا عمدتا به گروه انشعابی چپ نما (بخش مارکسیستی مجاهدین) جذب شدند و یا توبه نامه نوشتند و به همراه کسانی مانند اسدالله بادامچیان و عسگراولادی از زندان بیرون آمدند بی اطلاع هستید؟!  برای کشف حقایق بیشتر و درک رنجها و دردهای جانگداز آن سالهای غربت ایمان و مومنین از سرکار خانم سرحدی زاده (همسر مهندس سرحدی زاده) که یکی دیگر از آن چهار زن شیردل بود و همبند خانم دکتر مرصوصی بود تحقیق بفرمایید.


12)- در جریان پرونده سازی یک جناح خاص برعلیه سعید حجاریان و خسرو تهرانی تعداد زیادی از مسوولین امنیتی کشور به بهانه انجام تحقیقات درباره علل و چگونگی ترور شهید رجایی و باهنر دستگیر شدند و به روشهایی مانند آنچه که بعدها برسر مهندس سعید امامی و مصطفی کاظمی و مهرداد عالیخانی و مهدی ریاحی آورده شد آنان نیز شکنجه شدند. یکی از نیروهای بازداشت شده نیز بنام تقی محمدی به قتل رسید ولی ادعا شد که وی خودکشی کرده است!! در مورد این گروه نیز دقیقا با همان روشهایی برخورد شد و همان سیلاب تهمتهای احمقانه و زشتی متوجه آنها گردید که تنها ممکن است از درون بیمار و متعفن عده ای سادیست و عقده ای بیرون بریزد. من در کتابم موسوم به "شیرها و موشها" به تفصیل شرح کشاف این زشتکاریها را افشا کرده ام اما در تعجبم چگونه شما بعنوان رییس معتبرترین و مجهزترین مرکز مطالعات تاریخ انقلاب اسلامی از اینهمه تشابه و یکسانی به این نتیجه نرسیدید که همه ی این سناریوهای احمقانه " کشف شبکه دشمنان مملکت در بطن نظام " یک رونویسی ناشیانه از روی دفتر مشق امثال پرویز ثابتی مقام امنیتی رژیم سابق نبوده و نیست!؟

 

جناب حسینیان!

         شما بهتر از من می دانید که تاریخ چه داور بی رحم و چه قاضی قسی القلبی است و چگونه بر اعمال و رفتار اسلاف ما حکم رانده است.  سوالات بسیاری در اذهان باقی است و قطعا آن روز که این پرونده بازگشایی و مطرح شود سیل بنیان کن سوالات این کشور را دربر خواهد گرفت. متاسفانه جمهوری اسلامی بارها و بارها ثابت کرده که در لحظه انتخاب یک قربانی از میان سفلگان و نخبگان، برای حفظ خود رای به ادامه حیات رذلترین سفلگان داده است. مهندس سعید امامی با درجه علمی مهندسی هوافضا از یکی از دانشگاههای معتبر آمریکا وارد وزارت اطلاعات شد. در حالیکه مضاف بر تحصیلات آکادمیک فنی سوابق موثر و درخشانی در بخش جمع آوری اطلاعات و تشکیل و اداره هسته های آشکار و نیمه پنهان اطلاعاتی داشت.  در زمانی که او به استخدام وزارت اطلاعات درآمد سطح علمی و میزان تجربیات امنیتی و اطلاعاتی نیروهای کشور بسیار کمتر از امروز بود و در طول سالهایی که سعید امامی معاون امنیت وزارت اطلاعات بود،  حجت الاسلام علی فلاحیان وزیر وقت اطلاعات در کشور همچون سلطانی بلامنازع بر تخت نشسته بود و قدرت و امکاناتی بیشتر از همه ی وزرای کابینه آقای هاشمی رفسنجانی داشت. بنحوی که بسیاری براین باور هستند که شبح قدرت فلاحیان حتی امروز هم رفسنجانی را به وحشت می اندازد.

         رفع و رجوع بخشی از عواقب سیاه سیاستهای نسنجیده مالی و اجتماعی دولت آقای هاشمی که به ناامنی عمومی و ظهور گروههای بزرگ و کوچک مافیایی منجر شده بود بخشی از خدماتی است که سعید امامی برای جمهوری اسلامی انجام داد. شما بهتر از همه می دانید که بر فضای مدیریت اطلاعاتی و امنیتی کشور چه هرج و مرج و افسارگسیختگی حاکم بود و چگونه در هرگوشه از این کشور پهناور هریک از مدیران کل وزارت اطلاعات همچون تیولدار ایلخان مغول بر تخت سلطنت غیرمشروطه نشسته بود و احدی جرئت مخالفت با او را نداشت. در تمکین از دستور آقای رفسنجانی، فلاحیان برای هریک از مسوولین و نمایندگان مجلس شورای اسلامی به تناسب رده شغلی و ارزش و جایگاه اجرایی و یا پست قضایی و تعداد آراء آنها یک پرونده ویژه ایجاد کرده بود. مهمترین سرویس امنیتی جمهوری اسلامی پشت به دشمنان و راهزنان و بدور از واقعیات تلخ و شرم آور جامعه ایران در سالهای پس از جنگ، با همه توان درکار پرونده سازی برای هر کسی بود که بدلیلی عنصر نامطلوب تشخیص داده شده بود و یا احتمال می رفت روزی به یک تهدید بدل شود. و طبیعتا در این میان تکلیف منتقدین جدی آقای هاشمی و رقبای سیاسی او کاملا روشن است.

         من در صدد تبرئه مهندس سعید امامی و یا توجیه اقدامات او نبوده و نیستم اما اینکه می بینم چگونه دوست و دشمن در سنگسار مردی که تنها جرمش تبعییت بی چون و چرا از مسوولین کشور بوده بسیار متاسف می شوم.  در این جهان پرفتنه و ستم تنها حقیقت است که نجات می بخشد، شفای دردها است و موجب تالیف قلوب انسانها می شود.  وقتی حقیقت را فدای منافع یک فرد و یا گروه خاص می کنیم به ناجوانمردانه ترین شکل با خالق هستی و حق محض به دشمنی برخاسته ایم. شاید به همین دلیل جنابعالی بقدر استطاعت خود در صدد افشای بخشی از حقایق پنهانی این پرونده هستید اما می پرسم شما با اینهمه تجربه و دانش تخصصی در امور امنیتی و قضایی بازهم معتقدید که بازجویان و قضات پرونده خودسرانه و بدون هیچ دستوری از سوی مقامات مافوق آنطور ددمنشانه بجان متهمان افتادند و یا این نیز بخشی از تلاش مسوولین برای جاانداختن سناریویی بود که می بایست توجیه شود تا پای یک سیستم به میان نیاید؟

 

جناب حسینیان!

         چرا باوجود افرادی مانند شما باید رسیدگی به پرونده قتلهای پاییز سال 1377 به کسانی مثل محمد نیازی و عباسعلی فراتیان سپرده شود؟   شما از سوابق آقای محمد نیازی اطلاعی دارید؟ طلبه ای که از دفتر امام جمعه قیر و کارزین به تهران خزید و سوار بر یک آسانسور مخفی بسرعت خود را از کف هرم قدرت به راس سلسله ی قدرتمداران رساند؟  آیا با توجه به وجود سوء سوابق طولانی و شریرانه ی کسانی مانند مجتبی باوند، مهدی قوامی هنر و جواد عباسی کنگوری بازهم معتقدید که انتصاب آنها بعنوان بازجوی تحقیق در این پرونده و بعد هم به میان کشیدن پای مهندس سعید امامی تصادفی بوده است؟  یار غار و هم حجره ای جنابعالی یعنی حجت الاسلام سیدعلی اصغر حجازی که حتی از دیده شدن چهره اش در تلویزیون و مطبوعات وحشت دارد در این میان چه نقشی داشته است؟   آیا با فشار و اعمال نفوذ او نبود که همان احکام سست و بی ارزشی که برای تنبیه بازجویان صادر شده بود معلق ماند و حتی تعدادی از آنها در حریم بیت رهبری سکنی داده شدند تا از انتقام نیروهای خشمگین وزارت که به مفاسد و رذایل این دارو دسته آگاهی کامل دارند در امان بمانند؟  

         آیا شما واقعا نمی دانید که جواد عباسی کنگوری مورد حمایت مطلق سیدعلی اصغر حجازی است؟ آیا با وجود چنین مداخلات و اقداماتی بازهم نقش بعضی از مسوولان دفتر مقام معظم رهبری را در این پرونده انکار می فرمایید؟  من از شما می پرسم چه کسی فکر نفوذ و نقش سرویسهای امنیتی بیگانه در طراحی و انجام قتلهای پاییز سال 1377 را به ذهن مقام معظم رهبری وارد کرد؟  ایشان که حتی برای قدم زدن در هوای آزاد ناچارند منتظر اقدامات تامینی جناب حجازی باشند! پس چگونه به این نتیجه شگفت آور رسیدند که بیگانگان در این پرونده نقش آفرینی داشته اند؟!  خوب می دانید که صغیر و کبیر از دست خودسریها و باندبازیهای سیدعلی اصغر حجازی بجان آمده اند!  حجازی از یک سو با افشای موضوع ازدواج محرمانه آیت الله گلپایگانی با یک پرستار جوان که تبعه انگلستان و اصالتا ایرلندی است می کوشد از اعتبار رییس خود بعنوان رییس دفتر مقام معظم رهبری بکاهد و از سوی دیگر با لابی حمایت از فلاحیان او را در حلقه ی یاران غار و گرمابه رهبرحفظ می کند. به همین دلیل در شرایطی که کسانی مانند آیت الله اسدالله بیات زنجانی، مهدی کروبی و بسیاری از یاران امام و مبارزان سالهای خفقان علی رغم پایه علمی و اجتهادی خود رد صلاحیت شده اند صلاحیت علی فلاحیان و قربانعلی دری نجف آبادی تایید شده است! بنظر شما شورای نگهبان با چه توجیهی این دو نفر را تایید کرد؟  کسانی که سوابق سیاه سوء مدیریت آنان در اذهان ملت ایران تا ابد ماندگار است.

 

جناب حسینیان!

         بیش از این مصدع اوقات عزیز نمی شوم و تنها اشاره می کنم که عین متن این نامه را در وبلاگ من که نشانی آن را در پایین همین نامه ذکر شده خواهید یافت تا زمینه گفتمان روشنگرانه درخصوص حوادث و وقایع تاریخ انقلاب اسلامی میان محققان و علاقمندان به تاریخ معاصر ایران توسعه یابد.  در پایان به جهت ارادتی که به شخص شما دارم بخود حق می دهم  تذکری برادرانه بشما بکنم: " بپرهیزید از ارباب قدرت که چون بر توسن دیوانه ی جهالت و غفلت بنشینند تا عمق اسفل السافلین هم باز نمی ایستند. سرنوشت صدام و اعدام او دو روز پس از صدور قطعنامه سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی پیام روشنی است برای همه ی طرفهای منازعه آمریکا و جمهوری اسلامی، استکبار به هیچ کس رحم نمی کند و فقط به منافع خویش می اندیشد!  بیایید پیش از آنکه با دشمنانمان در خانه روبرو شویم خود خانه امان را از دشمنان پاک کنیم! ادامه این بازی فریبکارانه که از ابتدا نباید شروع می شد نه شایسته ملت ایران است و نه در خور شئونات انقلابی که در اوج خون بارش ملت قهرمان ایران با شعار پیروزی گل بر گلوله و خون بر شمشیر، زیباترین چهره ها را در تاریخ انقلابهای بشر به نمایش گذاشته است. "   

 

با تجدید احترام دانش معتمدی - شهرری 13 دیماه 1385

www.illia.zaadz.com

*** پایان ***

Access_public Access: Public 1 Comment Print views (1,066)  
maze : ordinary
about 21 hours later
maze said

I absolutely agree with #1377…it is the most prolific point .   Peace, maze

You have to be a Gaia member to post comments.
Login or Join now!